Yas (IRN)
Che Roozaye Sakhti Raft
[متن آهنگ «چه روزای سختی رفت» از یاس]
[مقدمه]
کسی چی میدونه از فردا
پس الان هدفونتو بَردار
افکار، اشعار، بگم از دردام
الان از خواب برپا
دریاب اشکام حرفام
سنگ صبورم آهنگ
من از درد درونم با غم خوانم
درد دلم با تو، بشنو
چند جمله بگم با تو
[همخوان]
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود
[قسمت ۱]
در هر قدم یک دشمن
من از ترس اعتماد رو در خودم کُشتم
با خشونت به من میگفتن خوش اومد
من هم از این رفتارها خونم به جوش اومد
ما دیگه همه چیو از دست داده بودیم
سرمون کلاه رفت، ما چه ساده بودیم
به یاد روزی میافتم که با دستبندـ
بابای خوبم رو میگرفتن از من
پس من رسما تنها شدم
از غم خلوت کردم با خودم
چیزی که درد آورد اون روزها قلب ماها رو
که اونها آوردن حکم جلب بابا رو
هرچی ازشون وقـــت خواستم من
میگفتن نـــه، ناز کردن
ورشکسته شدیم، آره
کار خدا بود اون همه چِک رو پاس کردن
[همخوان]
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود
[قسمت ۲]
بقیه رو ادامه میدم من الان سریع
یه پای ما خونه بود و یه پا کلانتری
ما هم ساکت نبودیم، آره بنابراین
فکر نکنین که ما هم پسر پیامبریم
یکی از طلبکارها رو که خیلی لجنه تو خلوت
رفتم بالا سرش مثل اَجَل مُعَلَق
فکر نکنی یاس هست مولکولی بیرحم
بچههای شما ازم الگو میگیرن
قاضی گفت: چه قدره طلبت؟ گفت: هفتهشت تومن
خواستم با دستهام بگیرم و خفهش کنم
آره، حرص، بغض، حسِ یه عُقده
یه نقطه تو قلبم، نقطهٔ سوخته
چهاردهپونزده ساله بودم تو همین مرزها
با طلبکارها حساب کردم تومنی پنج هزار
یه کمی اعصاب راحت شد، قرضها روـ
دادیم و از چکها پاره کردیم امضاها رو
فکر نکن بدبختیها رو من پیچیدمشون
از اون دور من سختیها رو میدیدمشون
و پیشرفت دور شد چه قدر طنابش
بابا گفت: دست بالا ببر، پناه بهش
[همخوان]
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود
[قسمت ۳]
جیبهامون پاکتر بود از قلب نوزاد
که پولی نمونده بود، حتی دو هزار
یه ماشین داشتیم از دار دنیا
که اون هم رفت و شد مال دزدها
به صابخونه با ترس گفتیم: اجازه بشینیم
چه سخت بود دوران اجارهنشینی
خودمو کشیدم بیرون حالا از ته گِل
دارم میخونم برای شما از ته دل
وقتی همه سرمستن با عرق و وُدکا
من در دستمه ورق و خودکار
رشد نکردم مثِ علف هرز
پشت نکردم من به هدف سبز
انتظار کمک ندارم من از قرضالحسنه
کمک! هه، کمک یه ضربالمثله
از گفتنِ حرفِ «بله قربان» بیزارم
پس از الان دستمو رو قرآن میذارم
که به دست هیچ احدی آتو ندم
اگه تو بَدی بلدی، من هم با تو بَدم
این مشکل برای من یه تجربه بود
که به زبون هیپهاپ ترجمه شد
[همخوان]
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود
بگم چه روزای سختی رفت و سختتر اومد
پدر وقتی رفت غم از در اومد
قبل فوت پدر من اوضاع همین بود
مشکلات ما همیشه در کمین بود