[متن آهنگ «دو دو تا چهار تا» از یاس]
[قسمت ۱]
وقتی که واسه خودت میکنی دو دو تا چهار تا
حساب کتاب بهت میگه حالا بدو با چهار پا
میفهمی با چند تا ضرب و تقسیمـ
باید جلو پول فرود بیاری سر به تعظیم
تو دیگه نمیشه بذاری رو این جمله سرپوش
انگار پولو بستن به دُم خرگوش
صبح زوده، دیروز که جمعه بوده
بلند شدی ز جا با کلی حرف مونده تو دل
چشمِ نیمهباز تو میگه دیگه حاضر شو
که دیره، رسید سپیده، دیگه عازم شو
هو، تو خب میدونی طول و عرضِـ
زندگی یه چیزه که اون هم پول و ارزه
حرفه تلخیه، ولی بدون به مولا راست میگم
ببین آدمها جلوی کیها دولا راست میشن
چون که اون رئیسه و تو کارمندی
مثل یه ماشینی که تو واسش یه باربندی
ممکنه که دیگه حرف دلت خونده نشه
تو دورهای که کسی نمیده خون به پشه
باید سعی کنی که با یک نبوغ قشنگ
حقتو یه جور بگیری از حقوق بشر
بگو
[همخوان]
شهری که مغزمونو فراری داد
شهری که غرق دود و مواده
شهری که هر کی نفت داره
یک قدم به رأس نردبونه براش
شهری که وقتمونو نداشــت
شهری که سقفمونو نذاشــت
شهری که بذرمونو نکاشـت
درد از شهری که حقمونو نداد
[قسمت ۲]
گیج گیجی، به یک نقطه خیره میشی
تو فکر اینکه آیا سر کار رو میشه پیچید
نه! نباید بدی تو روزو از دست
میدونم که کار سخته وقتی روح خستهست
ولی خب، تو این وضع کیشمیشی
و تو این شطرنج اگه نجنبی کیش میشی
خب هر کی مایهداره، باشه، خب تو کیش میشی؟
چرا همش فقط من و تو دم کیشمیشایم؟
ضعیف و پوچی، ولی ضریبِ هوشیـ
میگه کمی بکوشی، دیگه دمیده خورشید
میره همین که جوشید شیرت، کمی بنوشی
دیگه سریع بپوشی، دیره، همین، به گوشی؟
اینه...
خیابون خشن پر از دود و شلوغ و تنگ
نگاهای بد به هم که یعنی شروعِ جنگ
چند نفر میان میگن که آقا باشه، ول کن
اگه نه که با صورت میری تو باجه تلفن
هه
کلی بد و بیراه بارت شد
با اعصاب خورد سر کارت وارد شو
اسم کاره و اسمشه که ژست داره
فقط فکرت اینه نشی زیر قسط پاره
کدوم کار؟ کدوم مشتری؟ تو سر خوش به هیچی
جز اینکه نخ لباستو دور انگشت بپیچی
اونی هم که میاد تو، میبینی با چشم خیره
گدا بود یا خواسته ازت آدرس بگیره
[همخوان]
شهری که مغزمونو فراری داد
شهری که غرق دود و مواده
شهری که هر کی نفت داره
یک قدم به رأس نردبونه براش
شهری که وقتمونو نداشــت
شهری که سقفمونو نذاشــت
شهری که بذرمونو نکاشـت
درد از شهری که حقمونو نداد
[قسمت ۳]
کار تعطیل، خسته، بار و بندیل بسته
انگار که توی دل کوه یه غار کندی
کسرِ وقت نمیده به تو یه استراحت
زندگی واست شده یه دوی استقامت
خیلی دوست داری تا خونتون یه دربست بگیری
گوله برسی خونه، بخوابی، در اصل بمیری
شرایطش نیس، پس واسه چی واستادی؟
خطیها رو بغل کن، آزادی! آزادی!
تو راه خونه با فکرِ مشغول و هزار استرس
که نکنه فردا گاوت هشت قلو بزاد و
وقت رعد و برق قلبه و جزر و مد منه و
وضعِ من چه بده، چون که قبض برق اومده
باید قبض و پولتو با کش ببندی
باهاش خدافظی کنی و بهش بخندی
که اینه تنها راه خنده توی قشر غمگین
و البته که یه دیوونهای تو چشم هر کی