[متن آهنگ «با من باش» از یاس]
[قسمت ۱]
این درسته تسلیم آره تو هستی
گرفتی دیگه تصمیمو، بارِتو بَستی
وقتی که بدترین خاطرههات
به تو میگه که دیگه باید خاتمه داد
سراسر وجود تو خدشهدار شد
شاکی از مادری که بچهدار شد
به این دنیا اومدی و شدی ناخوانده وارد
حالا هم که میخوای بشی نارانده خارج
کسی به زندگی تو وارد نشد
عمر تو به مو رسید و پاره نشد
ولی حالا خودت میخوای اونو پاره کنی
ولی دست نگهدار، این کار تو نیست
میخوای بمیری تا که بدونن بلکه قَدرِت
یه شعر بنویسن رو سنگ قبرت
بگن حرفهاش بین همه گم بود بیچاره
مثل جوک یکی سر خاکت کمپوت بیاره
فکرت میکنه دلو قانع
که جونت رو زمین گروگانه
ولی بس کن، الان عصبی هستی
این نمیتونه باشه نظر اصلیت
[همخوان]
تو میدونی که سکوت بدنت
برابره با شکست و سقوط وطنت
نرو، که رفتنت دیگه بستنِ
درِ دفترِ آیندههاست
تو میدونی که طلوع قَدَمت
به طرف مرگ یعنی غروب وطنت
بمون، با من بِتاز، پاینده باش
آیندهها رو با من بساز
[قسمت ۲]
واسه چی تو داری مرگتو طلب میکنی؟
فکر تو اینه تو داری عقب میمونی؟
ببین، همه چی حله، فقط میدونی
الکی تو داری وقتتو تلف میکنی
خِصلت آدما اینه که فراموشکارن
اگه تو بری یکی دیگه رو در آغوش دارن
اینا رو میدونی حالا میخوای تو باز بری؟
نکنه که میخوای به دشمنهات فاز بدی؟
پشت سرت زدن، همه باهات بدَن
لحظههات هدر رفت و باز عقب
موندی از همه و لحظههات غمه و
رنگه ماتمه و وقت ما هم کمه
متاسفانه غلطه، راهه تو سوی درکه؛
رهسپار هدف مرگباره که من هم
صد بار به سرم زد تا که قدم بردارم
به طرف مرگ، وای! این غلطه، نه
[همخوان]
تو میدونی که سکوت بدنت
برابره با شکست و سقوط وطنت
نرو، که رفتنت دیگه بستنِ
درِ دفترِ آیندههاست
تو میدونی که طلوع قَدَمت
به طرف مرگ یعنی غروب وطنت
بمون، با من بِتاز، پاینده باش
آیندهها رو با من بساز
[قسمت ۳]
میگی باز هم یاس الکی رفت رو سن
ببین، اشک بعدِ رفتن تو هفت روزه
حالا چی شده واسه مرگ چراغت سبزه؟
واسه نجات رسیده فقط همین یه راه به مغزت؟
میخوای خودتو بُکشی و بری که چی؟
شیطونو لعنت کن و بگیر بشین
فک میکنی وقتی بری، اون دست پُر
فرشتهها منتظرتن با دسته گُل؟
نه، مطمئن باش از این خبرها نیست
خیلی رفتن و تو هم یه نفر لیستی
پاشو، حالا بتکون گرد و خاکتو
بترکون جهان سرد و ساکتو
پاشو، بگو خیلی مونده خسته شم
خودکُشی هم واسه تو داره کسر شأن
دردهای ما درسه اگه متنشو بخونیم
که وقتی رسیدیم بالا قدرشو بدونیم
دردا دارن میکنن با تو دسترشته بازی
چیزی دور نمیمونه از چشم قاضی
پس بگو فردایی باز هم هست و بگو
این سختیها بازندهست
بگو فک میکنی از تو شکست خوردم
تو فک بکنی از تو یه دست بُردم
[قسمت پایانی]
هه هه
یا یا
یاس
از تو یه دست بُردم