[متن آهنگ «اصالت از موئر و یاس]
[مقدمه: موئر]
ما تو حصار هم
تو تو حصار من
من تو حصار تن
می خواد بذاره کم
پشت نقاب تنگ
منم نظاره گر
[پل: موئر]
عدالت مُرد
(صداقت مُرد، شرافت مُرد، قناعت مُرد، درایت مُرد، سخاوت مُرد، نجابت مُرد)
رفاقت مُرد
(قضاوت بُرد، حسادت بُرد، حماقت بُرد، حکایت بُرد، وقاحت بُرد، جنایت بُرد)
[همخوان: موئر]
کو؟ اصالتت کو؟
کو؟ اصالتت کو؟
[قسمت ۱: یاس]
آه، اصالت رو گم کردم من زیر پوستههای این شهر
قرق جبر، بلوف و جعل، دروغ محض
شنود و شک، جنون و جنگ، بلوغ جهل جلو چِشَم
غرور در شُرف مرگ، تومور درد قلمبهتر
حدود صد تا رخ دارم، نمیدونم کدومشم؟
این بالا ابر و مه، مضطرب، از تو له
منزجر از خونه، مثل مار از پونه
در پی روزنه، پشت سر پر تنش
پیش رو ممتنع، سرنوشت مبهمه
مثل برق و باد گذشت، داستانم همین شد
تو حیاط خونهمون حتی آسمانم زمین خورد
از اون طرف آینده شد از آن کیها
ما نشستیم به دوخت و دوز پارگیها
مخلص واقعی جاش رو داد به ناخالصیها
عمق وجودم ظلمات مثل غار سیاه
با این حال با این دنیا دارم کار زیاد
رفتنی از نگاه مقابل داره میاد
نقشهها ابترن، رهسپار سفرم
شرحِ حال رفتنم از نگاه دفترم
میدرم روکشت، این ترک رو بشه
خوار شدم تو چشت، خار میشم تو چشت
برگ و ساقه آدمه ولی مرده ریشهها
که جاش رو داده به خوی و خصلت گرگ بیشهها
زبون به فرم نیش مار، گربه میشه هار
میشکنیم هم رو، می رقصیم رو خرده شیشهها
نامحسوس بد شدم طوری که عادی شه روندم
واسم مهم نبود حتی آتیش جهنم
واسه چالههای خودم چاه جدید کندم
خیلی وقته تو زندون خودم وکیلبندم
مقتدر توی قاب، منفجر تو نقاب
کوچهها توی خواب، کوچ ما سوی خاک دیگری
این خونهست؟ حرف نزن
میدونم که دارم یه کتاب نو رو از وسط میخونم
[همخوان: موئر]
کو؟ اصالتت کو؟
کو؟ اصالتت کو؟
[قسمت ۲: یاس]
اصالت من رو خاطره گرفت
که به ارق به اعتقاداتم خاتمه بده، آه
پرتوی مثلث خونه، رفیق و مدرسه
جادوم کرد، گفت: به قافله برس
میتی که راه میرفت، یه باطن کرخت
حس میکنم الآن دیگه باطله طلسم، آه
تاریخ میگه پی عدالت نگرد
از روز ازل حساب بکن لغایت ابد
قانونگذار بیقانون، ما حامی قانونیم
ولی قصه عوض میشه وقتی خالیه جا نونی
وقتی شک داری به خودت یعنی اسوههراسی
شرایط مسببه که دیگه نخبه نسازی
اینه که جای ذوق و پول و کار و شغل اساسی
نشستیم به تماشای پای لخت مجازی
واسه شب امتحان میخونی جدول ضرب
فردا نماز میخونی واسه شب اول قبر
آهنگ فلهای میخونی واسه شب کنسرت
همه چی واسه کسب تکلیفه، نه از ته قلب
قبل ارتباط دک، قبل استعداد سد
قبل اعتماد شک، قبل احترام چَک رو فهمیدم
ماحصلش قبل افتخار ننگ
آموزش غلط جامعه رو استعمار کرد
چکیدهی تجربههامون رو پس میدیم با شعر
مهم نیست رو آهنگهام میخواد چه تصویری باشه
فیلمها هیچ کدوم وصف شعر ما نمیشدن
تو لحظههای ما همه صحنهها واقعی بودن
که گرون تموم میشد واسه منِ رویادوست
تا سوال به موندن یا رفتن؟ یه گل یا پوچ
اینجا مثل یه کوسهی بزرگم تو آکواریوم
و اونجا یه ماهی کوچیک تو عمق اقیانوس
چه بیمزه مسیری که راز و معما نداشت
انتظار توأم با تلاش یعنی امید
ولی این کلمه رو اجتماع انتظار نامیده
اینجا واژهی امید بوی «نا» میده
[پایانی: موئر]
اصالتت کو؟