Yas (IRN)
Bande Naaf Ta Khatte Saaf

[متن آهنگ «بند ناف تا خط صاف» از یاس و موئر]

[قسمت ۱: یاس]
کلی انگیزه داشتم، حیف شد
حالام بالام ولی رو سِیف مود
این همه راهو برو به امید فردایی که
یهو می‌بینی غیب شد
اَجی مَجی لافَرَجی
یه عده فعّالن و ما فلجیم
تو این وضعیت واقعا عجیب
باس کلی دُم رو با قلم چید
این بحث رو نمی‌شه تعبیرش کرد
می‌گن آینده رفته از این کشور
خب واسه جماعت گنجشک‌روزی
آینده یعنی همین امشب
ولی جیک نزن، درخواست نکن
دیگه هیچ‌رقمه پرواز نکن
ساکت، هیس نخند، آواز نخون
دیگه واسه هیچ نفر راه باز نکن
منظور اینه که به زور خواب باشی
باس یادت بره که یه روز بال داشتی
دست بسته جلو قُلدُر
مملکت گُل و قُلقُل
هر کی رسید یه پاپوش برید
هر کی تونست از این چهارگوش گریخت
حرفات رو نمی‌تونی بازگوش کنی
پس مجبوری بشینی که باز گوش کنی
لای جوونا صحبت وصیت و
گریزونیم از لغت نصیحت و
محاسن روی صورته، نه سیرت و
نشستیم روی گسل حقیقت
اونا که شب‌ها تو ضیافتن
از اون سر دنیا می‌گه ویوا وطن
با چند تا کلمه پی نیابتن
فقط آدما هیزم سیاستن
[هم‌خوان: موئر]
با اینکه مغز درگیر کاره
فکرم زير تیر داره
مقصد دیگه تیره تاره
ولی من می‌مونم
می‌دونم می‌خوان از من چی بسازن
حتی تو فکرشون من نمی‌بازم
بذار حالا روم شطرنجی بذارن
ولی من می‌مونم

با اینکه مغز درگیر کاره
فکرم زير تیر داره
مقصد دیگه تیره تاره
ولی من می‌مونم
می‌دونم می‌خوان از من چی بسازن
حتی تو فکرشون من نمی‌بازم
بذار حالا روم شطرنجی بذارن
ولی من می‌مونم

[قسمت ۲: یاس]
می‌زنن بهم، قُر نمی‌شم
منو شوکه نمی‌کنه فُرم این شهر
آدم‌ها مثل چاهین که هر چی‌ـ
حال بدی انگاری پر نمی‌شن
واسه من غریبه نمای شهر
انگار همه بازیگر نمایشن
روزها همه چی رو می‌بینم
و بهش فکر می‌کنم توی تمام شب
حالا فاز بد نگیر و کله بکوب
به باقی راه جلو بله بگو
بلا بارونه، مَرهَم با قطره چکون
دیگه راه چاره می‌شه خنده ژِکوند
سنجش‌مون، گردش پول
یعنی ارزش‌ها افتاده از چش‌مون
یکی فلسفه‌هاشو تا دسته چپوند
واسه اثبات فلسفه کله شکوند
دیدِ هرزه‌گرد، نیمه‌حمله‌ور
تیز و اهل فن که کی به‌صرفه‌تره
اینه مهد فخر، دیگه معرفت
دید و حد فهم زیر خط فقر
ظاهر رو ببینی اصل هوش
تو باطن جای مغز یه فضله موش
لای برند‌ها خودشو پیچیده
هویت و هسته پوچ‌ـ
عین میوه‌های هورمونی؛
پی زَر و کیسه‌های پُر پول
که جار بزنی و دیده‌ها رو کور کنی
با ایده‌های فُرغونی رُخ بگیری و
میز کارو پر کنی
از جماعت لق کندم
این بادبادک‌ها به یه نخ بندن
این چهره عصبی گارد قلبیه که
خیلی‌ها اومدن و زخم کردن
[هم‌خوان: موئر]
با اینکه مغز درگیر کاره
فکرم زير تیر داره
مقصد دیگه تیره تاره
ولی من می‌مونم
می‌دونم می‌خوان از من چی بسازن
حتی تو فکرشون من نمی‌بازم
بذار حالا روم شطرنجی بذارن
ولی من می‌مونم

با اینکه مغز درگیر کاره
فکرم زير تیر داره
مقصد دیگه تیره تاره
ولی من می‌مونم
می‌دونم می‌خوان از من چی بسازن
حتی تو فکرشون من نمی‌بازم
بذار حالا روم شطرنجی بذارن
ولی من می‌مونم

[قسمت ۳: یاس]
واسه همینه زندگی رو مبارزه می‌بینم
با برنامه مقابلت می‌شینم
من اعصاب بیست سال دیگم رو
الان دارم از بدن خودم مساعده می‌گیرم
پوست شهر رو جلو همه می‌کنم
اون زیر پره از مغز بی‌هدف
من جواز سانسور رو نمی‌دم
حرف قشنگ‌ها رو که همه می‌زنن
رپ یعنی حجامت روح
تنبیه قضاوتِ کور
تفکیک عدالت و زور
خونه آخر تجارت و پول
تو حرف و عمل همه کار‌ها در حد
تا قَلَم رو دارم از همه داراتَرَم
ولی یه وقتا حس می‌کنم حالم خوش نیست
یه همزه می‌شه چَتر بالا سَرَم
و با کلمه تصویر مرداب رو کشیدم
اونجا که منو به صُلّابه کشیدن
به جا اینکه از پا افتاده بشینم
دندون نیشم رو سُمباده کشیدم
دیگه مهم نیست چه سالیه
از اینجا به بعد وقت اضافیه
میری سرپایینی و سرعت می‌گیری
می‌بینی شصت ساعت یعنی یه ثانیه
تا وقتی وداع بگی دار فانی
کارت اینه که پر کنی جای خالی
انگار افتادی وسط چاه تاریک
فقط تصویر ماهو داری
از اونجا که بُریده شد بند ناف
تا اون وقتی که پایان یه خط صافه
قدم‌ها رو يه جوری من می‌کوبم
زمین که جاودانه بشه رد پام
قصه رو از ته می‌بینم
به پر و پام بد پیچیدن
پس می‌گیرم حقمو، بعد می‌میرم
صد بار هم بشکنم گچ می‌گیرم
من درگیر باید و نباید شدم
آدم‌ها رو خواستم رعایت کنم
حل شده بودم تو طبیعت دورم
حالا برمی‌گردم به حقیقت خودم
[همخوان: موئر]
با اینکه مغز درگیر کاره
فکرم زير تیر داره
مقصد دیگه تیره تاره
ولی من می‌مونم
می‌دونم می‌خوان از من چی بسازن
حتی تو فکرشون من نمی‌بازم
بذار حالا روم شطرنجی بذارن
ولی من می‌مونم

با اینکه مغز درگیر کاره
فکرم زير تیر داره
مقصد دیگه تیره تاره
ولی من می‌مونم
می‌دونم می‌خوان از من چی بسازن
حتی تو فکرشون من نمی‌بازم
بذار حالا روم شطرنجی بذارن
ولی من می‌مونم