Yas (IRN)
Boghz Yani

[متن آهنگ «بغض یعنی» از آمین و یاس]

[هم‌خوان: آمین]
بغض یعنی دردنایی که رسیدن به گلوت
بغض یعنی تنهایی و نمونده هیچ کی پهلوت
بغض، بغض
بغض یعنی که غرورت نذاره بریزن اشکات
بغض یعنی حرف‌هایی که خشک شدن پشت لب‌هات
بغض، بغض
بغض یعنی شب‌های تنهایی و خرابی
بغض یعنی فکر و خیالش نذاره بخوابی
بغض یعنی جز رفتن دیگه هیچ کاری نداری
بغض یعنی که هنوز هم اونو دوستش داری

[قسمت ۱: یاس]
بغض یعنی خنده‌های ساختگی
شکنجه‌ات بکنن و تو مبادا آخ بگی
همه منتظر اینن یه جایی گاف بدی
بکوبنت زمین که فردا نتونی راه بری
بغض یعنی یه برهان پنهان
برم کنسرت ولی به عنوان مهمان
بغض یعنی پا به سن بذارم
باز هم نمی‌تونم تو ایران پا به سن بذارم
انگار واسه بالا رفتن وجود داره یه راه
بمال، ولی خدا غرور داده به ما
چرا بعد این همه این همه بدو بدو
تو آخرش هم رسیدی به فرودگاه امام؟
بغض یه زن، یه مرد ساکته
یه دستت پاسته، یه دستت ساکته
کی تو اون لحظه قادر به درک حالته؟
هیشکی، بغض لحظه ترک خاکته
نگو بی‌ملاحظه‌ست، نگو بی‌ادبه
چونکه بعضی‌وقت‌ها بعضی حرف‌ها می‌طلبه
مهم اینه که دلتو به یک دنیای واقعی قرص کردی
آدم بیدار حقیقت رو دید
بغض یعنی یه فرزند تو دار، با یه لبخند رو کار
که از درون شکسته شده با یه حسرت، یه طومار حرف
تو خونه‌ای که یه دَم جنگ و طوفان
بعد همه خسته شدن و پدر رفته تو هال
جا انداخت و خوابید؛ خونه پادگانه
فردا مامان ضجه‌زنان توی دادگاهه
صداش گرفته، دل‌شکسته، حنجره خشک
طلاق؛ این کلمه روح بچه رو کُشت
بغض یعنی دروغ بوده حس تو به من
مفصله قصه‌ش؛ گذاشتم ورس دو بگم
وقتی اون کسی که می‌خواستی نداری دیگه پیشِت
حرف نگفتت، درد نهفتت، رو هم می‌شه‌ـ
[هم‌خوان: آمین]
بغض یعنی دردنایی که رسیدن به گلوت
بغض یعنی تنهایی و نمونده هیچ کی پهلوت
بغض، بغض
بغض یعنی که غرورت نذاره بریزن اشکات
بغض یعنی حرف‌هایی که خشک شدن پشت لب‌هات
بغض، بغض
بغض یعنی شب‌های تنهایی و خرابی
بغض یعنی فکر و خیالش نذاره بخوابی
بغض یعنی جز رفتن دیگه هیچ کاری نداری
بغض یعنی که هنوز هم اونو دوستش داری

[قسمت ۲: یاس]
همه از غریبه خوردن ولی من از خودی
تویی که می‌خواستی هر زمان که هوس کنی
با تحقیرها و تخریب‌هات منو تو قفس کنی
پس اینکه من هستم تو ساختی، نگو عوض شدی
نمی‌تونی بگی عوض شد نسبت به تو رفتارم
از دور و بر و اطرافیات بپرس دربارم
وقتی من پات وایستادم، من هم بدون حق دارم
ولی کسی پای من واینستاد به جز شلوارم
من حلقه تو دستت خواستم از ته دلم
تو می‌خواستی که بزنی همون حلقه رو به گوشم
می‌خواستی برات لباس بَرده رو بپوشم
تو از اونا بودی که فقط می‌خوان قلبمو بدوشن
قصه اونجا بامزه شد که از ما خسته شد
تا دلم وابسته شد، درهای وا بسته شد
یاد و خاطره‌هات کلمه‌های با ارزشو
کنار هم دیگه جمع کرد، رو کاغذ نشوند
ولی این روزها نمی‌مونن و می‌گذرن
یه روزی باز صدای خنده‌هامو همه می‌شنون
یه روز که من بالام و اونا تنها درجا می‌زنن
فردا هر جا می‌پرن و با ده تا از ما تیک زدن
ولی تو تنها دلیل آشتیم بودی با دنیا
تو اون کسی که خواستیم بودی
تو رو خودم دیدم، تو هم کاش تیم بودی با من
تو تنها دونه‌ای که کاشتیم بودی
داشتیم لوتی؟ من بد عادتت کردم، نه؟
رفتی همه جا گفتی من آدمش کردم
بلد خان، با دو تا کار شدی طلب‌کار
من که صد برابر حال دادم که طمع‌کار
بذار دست تو هم تو این رابطه رو بشه
می‌دونی اون که توی جمع ساکته تو چِشِه
یکی هم پیدا می‌شه که بهت نخ بده
که بشینی بد منو جوری بگی که طرف بهت حق بده
ببین، این نخ‌ها مثل نخ دندونه
واسه اونا همه چی یه شب گرمه، فردا یخ بندونه
خلاصه اینم آخرین ورسم
به روم نیار، تو دلت بگو آفرین پسر
[هم‌خوان: آمین]
بغض یعنی دردنایی که رسیدن به گلوت
بغض یعنی تنهایی و نمونده هیچ کی پهلوت
بغض، بغض
بغض یعنی که غرورت نذاره بریزن اشکات
بغض یعنی حرف‌هایی که خشک شدن پشت لب‌هات
بغض، بغض
بغض یعنی شب‌های تنهایی و خرابی
بغض یعنی فکر و خیالش نذاره بخوابی
بغض یعنی جز رفتن دیگه هیچ کاری نداری
بغض یعنی که هنوز هم اونو دوستش داری