Ho3ein
Kalameye Oboor

[متن آهنگ «کلمه‌ی عبور» از پیشرو، صادق، علی اوج و حصین]

[مقدمه: پیشرو]
کمک می‌خوای؟
اگه اون چیزی که تو قلب و روحته
درست حس کنی و به زبون بیاری حله
بزن بریم

[قسمت ۱: پیشرو]
کلمه عبور رو داشته باشی حله
جلو پیشرو که بزرگترین مافیای قرنه
دورش پرِ حامی‌های رپه
حیف رضا نداشته زبون عامیانه هرگز
شب‌هاشو گذرونده با خیال و قلبش
شاید هم می‌خواسته بکنه آبی‌ها رو زردش
وقتی دنیا تو مافیا و جنگه
از لیست من و تو بکنن عالی‌ها رو حذفش
پولدار بشی، کنی مادی‌هاتو هضمش
و هر دم حمله بکنن جانی‌ها به تختت
پشت کنسرتت ماشین‌ها به صفه
دنبال پرها برو، خالی‌ها به چپت
دنیا پر خوب و بده، پر مو و کَنه
اما کار ما خلافه، زندگی تو روز و شبه
تمام زندگی‌ها تو دود و دمه
می‌شه خدا بود و واسه بارون آسمونو زدش
کسی نمی‌پرسه چیه راز بوی گندت
اگه گند نباشی هم، غم می‌ریزن توی قلبت
می‌پاشن به اسمت و می‌رینن به مغزت
من هم بی‌خیالم و می‌زنم تو خلسه پرسه
[هم‌خوان: پیشرو]
بیا که مال مائه خورشید، من هنوز امیدوارم
هممون قرصیم، هممون صبحیم، هممون مشتیم با هم

[قسمت ۲: صادق]
سیک تیر، نرو تو مخ من
کیف-جیب، تمام روز من‌ـ
می‌گذره با این دوتا، نه چتم و نه معتاد
دنیایی که داریم مال یه خدائه، نه دوتا
نه این که من بدم و تو خوبِ خوب، نه حاجی
دنیای تو قشنگه اما توی نقاشی
دنیای من کثیفه، آدم‌های توش هم‌ـ
به فکر جیب و رسیدن غنیمته تو جنگ
بالای سرمون هم هر دو که یه رنگه
مال تو که صاف، همون آبی رنگ قشنگه
کسی نی که حاجی واسه برد نجنگه
از خودت بگیر تا اون نشئه کارزرنگه
فرق ما تو باخته‌هاست
تو دادی رفت، من دادم بالای ساخته‌هام
هه! جای اینکه رویامو پازل بچینم
ترجیح میدم حقیقتو واضح ببینم

[هم‌خوان: پیشرو]
بیا که مال مائه خورشید، من هنوز امیدوارم
هممون قرصیم، هممون صبحیم، هممون مشتیم با هم
[قسمت ۳: اوج]
تشنه‌ی نوازش و لالایی مامان
روز به روز هم داره سنم بالا می‌ره داداش
اصلا حنجرمو واسه کی باید من جر بدم
و عاشق کی باشم اصلا؟ به کی باید دل بدم؟
اگه باشی توی خیابون‌ها لاشخور
یهو دیدی پول و جیبتو همه رو باد برد
هه هه! اونقدی خنده داره
که یهو سر پول مواد می‌فروشی حتی پالتوت
همیشه دوست داشتی تو یه جورایی سر باشی
حتی به خودت و دور و وریات هم شک داری
راه می‌ده قلم، پا میده قلم تا کلمات‌ـ
پا پیچت بشن، بگی گاییده تلف
ببین حاجی، ادا در نیار
شبیه اون‌هایی نباش که هستن برادرنما
همش داری می‌گیری فاز لاتی
اما تو هیچی نیستی و یه پا خایه‌مالی
تو به سگ‌های دورت هم هنوز داری باج می‌دی
ما هم با بنزین بالا سر باراباس تو تاریکی
تا بزنیمش آتیش، خیابون رنگ خون بشه
و تو هم بشی قاطیش، نشین و پاشو لاشی

[هم‌خوان: پیشرو]
بیا که مال مائه خورشید، من هنوز امیدوارم
هممون قرصیم، هممون صبحیم، هممون مشتیم با هم
[قسمت ۴: حصین]
من تنهام مثل ماهی توی تنگ
فکرم دریاست، نه که آب توی حوض
یه مغز نیمه‌پر، یه افسری که خورد
تازه فهمیده جنگه، پس ضريب بردـ
بالا نرفته می‌بینی که پائین اومد
تمام عمرتو دادی و وایسادی تو صف
تا دری باز شه که بری، نماش باشه دلی
هنوز مهاجری، چقدر کس و شعری، اَه
امثال من حساب طرقیاش‌ـ
نه شبیه توئه، نه کوچیکه مثل بغلیات
من می‌خوام آزاد بگم، با داد راز بگم
و اسممو با ص صاد ضاد بگن
جواب قانون‌ها رم دل من می‌ده
من دوست دارم ریسکو با دید سنجیده
کشته‌ها رو تو قبر، سوختک‌ها رو جا حرف
و سختی پیچ رو با یه انتهای راحت
من دوست دارم این‌ها رو چون حقیقته
قانون دل من شبیه قانون طبیعته
که می‌گه دوست داری بکن، هنوز داری کپن
تو زنده‌ای برای یه زندگی کپل